palabra del día · A1

lataza

فنجان
[ˈta·θa] «تاثا»
جنس
مؤنث
جمع
las tazas
هجاها
ta · za
سطح
A1
etimología
  1. تشت (فارسی)
  2. ṭāssa (عربی)
  3. taza
ejemplo
¿Me das una taza de té, por favor?
یه فنجون چای بهم می‌دی، لطفاً؟
z
de cerca

تو اسپانیا z رو مثل th انگلیسی (θ) می‌گن: نوک زبونت رو یواش بین دندون‌ها بذار و هوا رو بده بیرون. نه «ز» فارسی، نه «س»: ta-θa.