palabra del día · A2

elbazar

بازار، فروشگاه خرده‌ریز
[ba·ˈθaɾ] «باثار»
جنس
مذکر
جمع
los bazares
هجاها
ba · zar
سطح
A2
etimología
  1. بازار (فارسی)
  2. bazar
ejemplo
Compré esta lámpara en un bazar.
این چراغ رو از یه بازارچه خریدم.
z
de cerca

در اسپانیای امروز bazar بیشتر یعنی مغازه‌ای که همه‌چیز می‌فروشه، نه بازار سرپوشیده.